همچنان که «برنوتبلهایم» روانکاو کودک درکتاب «افسون قصه‌ها» می‌گوید؛ ما شاهد ظاهر آرام کودکان هستیم ولی آنها در درون خود با اضطراب‌های فراوان رو به رو هستند که قصه می‌تواند حتی در حل این معضلات به کودک کمک کند.

قصه‌ها، نه تنها سرگرم‌کننده‌اند، بلکه نقش مهمی نیز در تغییر نگرش و در نهایت رفتار کودک دارند و فرصتی برای والدین ایجاد می‌کنند تا موضوع‌های بسیار گسترده‌ای را به فرزندان خود آموزش دهند. مشکلاتی که اغلب ریشه در درک درونی دارند و معمولاً خود را به صورت فیزیکی نشان نمی‌دهند، مانند شب ادراری، ناخن جویدن، انگشت مکیدن و پرخاشگری.
بوسیله قصه به برطرف‌کردن مشکلات کودکان می‌پردازد، نتیجه‌گیری می‌کنیم که کودک با هم ذات‌پنداری با شخصیت‌های داستان می‌تواند خودش را به نوعی از آن حالت که تحملش برایش مشکل است رها کند و با دنیایی که پیش چشم او به‌وسیله قصه ظاهر شده‌است ‌بتو‌اند بسیاری از توانایی‌های خودش را به محک تجربه بگذارد.

کودکان از امر و نهی کردن خوششان نمی آید، بلکه حرف‌های غیرمستقیم را بیشتر می‌پذیرند. اگر بخواهیم به کودک بگوییم که مثلاً پرخاشگری کار بدی است شاید او این عمل را بیشتر انجام دهد و تأثیر مثبتی بر او نگذارد، ولی اگر همین پرخاشگری را به شکل قصه برای کودک مطرح کنیم تاثیر بسیار بیشتری دارد زیرا در ناخودآگاه او اثر می‌گذارد. دکتر آرتور روش ادامه می‌دهد که قصه‌ها برای آموختن فضایل به کودکان مثل داستان‌هایی که شامل قصه‌های محلی ایرانی ـ داستان‌هایی از هزار و یک شب و افسانه‌هایی از بردران گریم ـ و هانس کریستیان آندرسن است در آموختن فضایل به کودکان نقشی  سزاوارانه دارند زیرا این گونه قصه‌ها در سطح خودآگاه ذهن کودک نمی‌مانند، بلکه بر ناخودآگاه او تاثیر می‌گذارند. مثلاً پرخاشگری که از عیوب بداخلاقی است و معمولاً کودکان در سن‌‌های مختلف به آن دچار می‌شوند می‌تواند ریشه در بسیاری از علت‌ها داشته باشد. پرخاشگری نه ذاتی است و نه غریزی بلکه پرخاشگری‌ها معمولا نتیجه نگرش نادرستی هستند به ماهیت انسان و هدف او از حیات و ما به شدت تحت تاثیر محیط خود هستیم و تصور ما از خود و دیگران به وسیله تربیتی که از خانه ـ مدرسه ـ و جامعه دریافت کرده‌ایم شکل می‌گیرد .کودک هم همینطور است: اگر نتواند نگرش درستی که در حد خودش هست به مسائل اطراف خود داشته باشد در نتیجه دچار نوعی بدی تربیت می‌شود که بوسیله قصه می‌توان این نگرش‌ها را تغییر داد.


مسیحا اسکندری

کارشناس ارشد روان شناسی عمومی