دلبستگی ایمن و ناایمن
دلبستگی ایمن و ناایمن
میزان دلبستگی یا پیوند عاطفی بین والدین به ویژه مادر
با کودک از همان سال های اولیه زندگی مشخص می شود. در واقع دوره کودکی مهم ترین و
تأثیرگذارترین بخش از دوران حیات آدمی برای شکل گیری شخصیت فرد محسوب می شود.
یک کودک ۲ ساله با دلبستگی ایمن باید بتواند دقایقی از مادر دور شود و بازی کند بدون این که دچار اضطراب شود و پس از بازگشت مادر ابراز ناراحتی نکند. در صورتی که یک کودک ناایمن با کوچک ترین تغییری که در محیط پیرامونش رخ می دهد، دچار اضطراب شدید می شود و با گریه و سر و صدا جلب توجه میکند. این پیوند عاطفی که به نظر بسیار ساده و عادی می آید نقش بسیار مهمی در مراحل بعدی رشد کودک دارد و ریشه امنیت، استقلال و هویت وی را آبیاری می کند. حتی در مواردی کودک قادر به مخالفت کردن با والدین نیست و پدر و مادر از این بابت خوشحال هستند که فرزندی دارند که همیشه موافق است در حالی که این علامت هشدار دهنده است. زیرا یک کودک باید طی مراحل رشد روانی خود از ۲ سالگی به بعد «نه» بگوید. این مخالفت نشانه احساس امنیتی است که دارد بنابراین مخالفت نکردن نشانه احساس ناامنی کودک تلقی می شود.
ویژگی های کودک ناایمن
وابستگی بیش از حد به مادر و یا بی اعتنایی به حضور مادر هیچ یک نشانه خوبی نیست و باعث بروز مشکلات ارتباطی در آینده فرد می شود. کودک ناایمن نمی تواند رشد هیجانی خود را به درستی طی کند و هیجانات خود را مدیریت کند. او شناخت کاملی از هیجانات خود ندارد و قادر نیست به درستی آن را ابراز کند. گاهی منفعل و گوشه گیر می شود و تمایلی به بازی با همسالانش ندارد.
واکنش های هیجانی شدیدی در تعامل با دوستان دارد و در
بازی معمولا تند و خشن برخورد می کند. بازی در حضور پدر و مادر را ترجیح می دهد و
در غیر این صورت از بازی لذت نمی برد. به همین دلیل این دسته از کودکان خلاقیت
کمتری از خود بروز می دهند و به تخیلات طولانی مدت رو می آورند و سعی می کنند ترس
و ناامنی خود را با تخیلات خود تغییر دهند.
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
بازی های گفتاری
اگر تکلم کودک تان مشکل دارد این 4 بازی را امتحان کنید:
امروز قصد دارم 4 بازی را به شما معرفی کنم، بازی هایی که در عین سادگی اهداف مهمی را محقق می
سازند. هرچند ممکن است برخی از آن ها برای شما آشنا باشد و حتی در دوران کودکی آن
ها را انجام داده باشید ولی یادآوری آن ها به خصوص برای والدین جوان، خالی از لطف
نیست.
این ۵ بازی همه آنها از سه سالگی قابل اجرا
هستند. در ضمن برای انجام بازی های گروهی می توانید کودکان همسایه های ساکن در
مجتمع را نیز دعوت کنید:
۱ – بازی مصاحبه تلویزیونی ( هدف : افزایش
توان تکلمی ، اطلاعات عمومی، سرعت پاسخ گویی و یادآوری اطلاعات و رفع خجالت )
یکی از کودکان نقش فیلم بردار را با گذاشتن یک شیء شبیه دوربین فیلمبرداری بر دوش
خود ایفا می کند و فرد دیگر نقش گزارشگر را با گرفتن یک شیء به عنوان میکروفن بازی
می کند و از بچه های دیگر درباره موضوعاتی که از قبل تنظیم شده است سوالاتی را
مطرح می کند. از جمله در زمینه بهداشت دهان و دندان ، رفتار در خانواده ، رفتار در
مدرسه ، اطلاعات عمومی و …
۲ – بازی تکرار جملات و کلمات ( هدف :
پرورش مهارت های کلامی، دقت، نشاط، تقویت حافظه توالی )
هر یک از کودکان باید جملات یا کلماتی را که راهنما می گوید سه بار تکرار کنند ،
برنده کسی است که بتواند جمله یا کلمه را سه بار بدون اشتباه عنوان کند.
مثال : خواجه تو چه تجارت می کنی/ قوری گل قرمزی / فلفل ریزه میزه از زیر میز می
ریزه / دایی چاقه ، چایی داغه / ۶
سیخ کباب سیخی ۶ زار / کشتم شپش شپش کش شش پا را / سا
شاس َ – ساشاسِ – ساشاس ُ – ساشاسی – ساشاسا – ساشاسو / رارالَ – رارالِ – رارالُ
– رارالی – رارالو – رارالا
۳ – بازی تقلید صدای اشیا ( هدف : افزایش
دقت ، مهارت های کلامی و نشاط )
از کودکان خواسته می شود صدای اشیای مختلف مثل گاری ، خودرو ، قطار ، موتورسیکلت ،
هواپیما ، جاروبرقی ، چرخ گوشت ، دزدگیر خودرو، زنگ تلفن و … را تقلید کنند.
۴ – بازی رد کردن توپ ( هدف : سرعت عمل و
افزایش مهارت های حرکتی )
کودکان به صورت دایره وار روی زمین می نشینند و سپس یک توپ پارچه ای به آن ها داده
می شود، آن ها باید خیلی سریع با شروع موزیک توپ را به نفر بغل دستی خود رد کنند ،
بازنده کسی است که با قطع آهنگ توپ در دستش باشد. برای نشاط بیشتر ، این بازی می
تواند با سه توپ تنیس اجرا شود، چون سرعت ردوبدل کردن توپ افزایش می یابد و تحرک
کودکان بیشتر می شود. بازی را می توان با قطع و وصل موزیک یا صدور فرمان خاص اجرا
کرد.
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
تربیت کودک با قصه
همچنان که "برنوتبلهایم" روانکاو کودک درکتاب «افسون قصهها» میگوید؛ ما شاهد ظاهر آرام کودکان هستیم ولی آنها در درون خود با اضطرابهای فراوان رو به رو هستند که قصه میتواند حتی در حل این معضلات به کودک کمک کند.
قصهها، نه
تنها سرگرمکنندهاند، بلکه نقش مهمی نیز در تغییر نگرش و در نهایت رفتار کودک
دارند و فرصتی برای والدین ایجاد میکنند تا موضوعهای بسیار گستردهای را به
فرزندان خود آموزش دهند. مشکلاتی که اغلب ریشه در درک درونی دارند و معمولاً خود
را به صورت فیزیکی نشان نمیدهند، مانند شب ادراری، ناخن جویدن، انگشت مکیدن و
پرخاشگری.
بوسیله
قصه به برطرفکردن
مشکلات کودکان میپردازد، نتیجهگیری میکنیم که کودک با هم ذاتپنداری با شخصیتهای
داستان میتواند خودش را به نوعی از آن حالت که تحملش برایش مشکل است رها کند و با
دنیایی که پیش چشم او بهوسیله قصه ظاهر شدهاست بتواند بسیاری از تواناییهای خودش
را به محک تجربه بگذارد.
ادامه مطلب...
مسیحا اسکندری
کارشناس ارشد روان شناسی عمومی
تصویر بدن و نقاشی آدمک
کودکانی که خود را خوب و خواستنی نمی دانند و از اعتماد به نفس منفی برخوردار هستند، معمولاً کمتر ابراز وجود می کنند و از خودنمایی و تعریف از خود، علی رغم میل درونی شان، اجتناب می کنند. این فعالیت طرحی است که امکان ابراز وجود و تعریف از خود را به کودکان داده و آن ها ضمن احترام به نقاشی خود از طریق تزئین، نصب آن در مکانی که دیده می شود، ذکر قابلیت ها و توانمندی هایشان و قابلیت دیده شدن به شکلی بارز را، پیدا می کنند. برای جذب کودکان به نقاشی می توان بازی های متفاوتی ارائه داد و مثل همیشه خلاقیت والدین نقش بزرگی ایفا میکند. برای مثال میتوانید:
•خطوط پيرامون بدن كودكان را همان طور كه به پشت يا به رو، دراز كشيده، روي كاغذ بكشيد. كاغذ را در جايي روي كف اتاق به صورت ثابت نگهداريد. از كودكان بخواهيد قسمت هاي مختلف بدن خود را روي طرح ترسيم كند. بيني، چشم ها، دهان، ناخن ها، انگشتان، دندان ها، مو، يا ناف.
•آرنج ها، كاسه هاي زانو، چانه، و پاشنه هاي پا، قسمتهای مشکل تری هستند که انتظار داریم کودکان بزرگتر قادر به کشیدن و نامگذاری آن باشند.
•پس از کشیدن نقاشی، از کودکان بخواهید درباره ی نقاشی خود صحبت کنند.
•اگر این فعالیت را با چندین کودک انجام می دهید، می توانید نقاشی ها را کنار هم بگذارید و در مورد تفاوت ها و ضرورت احترام گذاشتن به همدیگر صحبت کنید.
•از آن ها بخواهید در مورد ویژگیهای مثبت خود و مواردی که به داشتن آن افتخار می کنند با سایر افراد دیگر حرف بزنند.
•به آن ها توضیح دهید که چون این تصویرها شکل هر یک از ماست، بهتر است به آن ها احترام بگذاریم.
•پیشنهادهای کودکان مبنی بر چگونگی این احترام گذاشتن به خود را شنیده و از آنها بخواهید آن را نقاشی کنند. مثلاً: نقاشی را قاب بگیرند ـ به دیوار نصب کنند ـ دور نقاشی را گل بکشند و ...
روانشناس بالینی
مروری به زندگي زيگموند فرويد و نظریه تحلیل روانی وی
فرويد در سال 1856 در شهر فرايبرگ واقع در ايالت موراويا (كه حالا قسمتي از كشور چكسلواكي است) به دنيا آمد. او نخستين فرزند يك مادر بيست ساله و يك پدر چهل ساله بود. خانوادة فرويد به دليل مشكلات مالي يكبار به لايپزيگ و يك بار هم به وين مهاجرت كردند. در اين هنگام فرويد چهار ساله بود تا يكسال پيش از مرگ خود در وين زيست، فرويد در كودكي شاگردي درخشان بود و به دليل علائق ذهني گوناگون در زمان تصميمگيري براي گزينش رشته دچار اشكال شد. سرانجام وي تحصيلات خود را در وين در رشتة پزشكي در سال 1881 به پايان رساند و در زمينة اعصاب تخصص يافت. وي براي تكميل تحصيلات خود و دستيابي به جديدترين روشهاي درمانگري عصر خود به مراكز بزرگ علمي فرانسه از جمله آزمايشگاه شاركو رفت. او در اين آزمايشگاه مطالعاتي را بر روي بيماران هيستري انجام داد و همين مطالعات بود كه بعدها به مدت سرآغازي براي خدمات بزرگ فرويد در آمد. او از طريق هيپنوتيزم و تداعي آزاد توانست بيماران زيادي را كه دچار هيستري بودند را درمان كند. بجز اين فرويد در نانسي روشهاي تلقيني «ليه بو» و «برنهايم» را مشاهده كرد.
سپس به وين بازگشت و به كار قبلي خود يعني آسيب شناسي عصبي ادامه داد. وي
در كتاب روشهاي تلقين و خود انگيزي به كمك همكارش بروير به ابداع روش
جديدي در درمانگري دست زد و آنرا روان تحليلگري نام نهاد. در حقيقت اصل
اين روش بر جريان روان پالايشگري مبتني است و عبارت است از باز آوردن
هيجانهاي سركوب شده به سطح هوشياري آزادسازي آنها از راه پالايش. فرويد
اين روش را به خاطر برخي از پيامدهاي نامساعد روش هيپنوتيزم و ديگر آنكه
روش براي همة عموم مناسب نيست جايگزين كرد. در واقع او با روش تداعي آزاد
به بيمار توصيه مينمود، افكار خود را باز بگذارد و هر چيز را همانطور كه
روي ميدهد يعني بدون كوشش براي منظم كردن و سانسور افكار خود بيان كند.
بروير و فرويد با يكديگر كتابي به نام مطالعاتي دربارة هيستري در سال 1895
منتشر كردند كه تبديل به نخستين كار كلاسيك در نظرية روانكاوي گرديد. اما
از آن پس بروير بخاطر جهتي كه اين پژوهش در بر گرفته بود از فرويد جدا شد
تا او به تنهائي درباره اين موضوع جديد به پژوهش بپردازد. فرويد در طول
پژوهشهاي خود را كاملاً تنها حس كرد و نوشت كه گاهي ميترسيد راه تحقيق و
اعتماد به نفس خود را از دست بدهد چرا كه عدة بسياري از دانشمندان و
اطرافيانش با نظريات وي به مخالفت پرداختند تا حدي كه اعتقاد داشتند فرويد
چنان فرقي با يك فرد منحرف ديوانه جنسي ندارد.
در حدود سال 1901 يعني زماني كه فرويد 45 ساله شده بود از انزواي علمي
بيرون آمد و به پژوهشهايش ادامه داد. در سال 1905 گروهي از همكاران فرويد
در وين و دانشمنداني از ديگر كشورهاي جهان از آن ميان (جونز) از انگلستان و
يونگ و بلولر از سوئيس بهمراه آلفرد و آدلر و تعدادي از دانشمندان و
نويسندگان جوان به وي پيوستند و تعداد طرفداران فرويد در اولين كنگره
بينالمللي روان تحليلگري كه در سالترزبورگ تشكيل گرديده به 42 نفر سيد و
در سال 1910 نخستين انجمين روان تحليلگري كه رياست انرا «يونگ» عهدهدار
گرديد بيان گذارده شد. در همين زمان فرويد به دعوت «استانلي هال» براي
ديدار از دانشگاه «كلارك» پاسخ مثبت داد و اين نخستين گام در راه پذيرفته
شدن رسمي جنبش روان تحليلگري در جهان بود.
اما در بين سالهاي 1911 و 1914 سه نفر از همكاران مهم فرويد يعني «آدلر و
استكل و يونگ» به دليل اختلاف نظر از جنبش فرويد كنارهگيري كردند. در سال
1933 نازيهايي كه اطريش را اشغال كرده بودند كتابهاي فرويد را به آتش
كشيدند و او سپس در سال 1938 به لندن مهاجرت كرد و در آن شهر آخرين سال
زندگي خود را پس از شانزده سال احتضار و تحمل رنج 32 عمل جراحي عليه سرطان
سپري كرد. سپس وي در 23 سپتامبر 1939 در سن 83 سالگي در لندن در گذشت وي تا
يكماه قبل از مرگ به فعاليت علمي خود ادامه داد.
ادامه مطلب ...
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
نگرش
والدینی صاحب فرزند شدند. آن ها بر این باور بودند که بچه ها در این سنین، نادانند، ناتوانند، نیازمندند، اشتباه کارند و افکار غلط و نادرست فراوان دارند!
پس او را زیر نظر گرفتند و دیدند:او بسیار وابسته است. لجباز و بی ادب است. مدام باید به او بگویند بشین و نکن! متوجه شدند او در کنار این همه خصائص بد، بسیار حسود است؛ چرا که وسائل خودش را به دیگران نمی دهد! حالا که کمی بزرگتر شده است و می خواهد راهی مهد کودک شود فضولیش نیز دو چندان شده است و با سوالهای عجیب و غریب، افکار غلطش را به رخ می کشد. حالا دیگر مطمئن شده بودند که بچه ها نادانند و اشتباه کار! وارد دوره ای شدند و راجع به کودک و دنیای کودکی دانا شدند!
آگاهی را زینت دانایی خود کردند! مطالعه کردند و مشترک مجلات شدند و در گروهای مختلف، عشق بدون قید و شرط را آموختند؛ و پذیرفتند این دوران طلایی را به کمک امکانات، غنیمت شمرند! دوباره به خانه برگشتند و کودک را زیر نظر گرفتند و دریافتند:کودک آن ها لجباز نیست، مستقل است! حسود نیست، مالک اموالش است و فعلاً نمی خواهد آن ها را به دیگران بدهد! فضول نیست، بلکه کنجکاو است و می خواهد همچون عقابی پرواز کند نه این که به مانند مرغی خانگی اسیر مشتی دانه باشد و هیجان پرواز را از خود محروم سازد.
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
بازی درمانی روان تحلیل گری
در بازی درمانی روان تحلیلگری ، درمانگر می کوشد تا از طریق بازی ها و پیش کشیدن موضوعات مختلف به ارزیابی نگرش و رفتار و هیجانات کودک در خلال بازی بپردازد و از این طریق ژرفای اندیشه ، اضطرابها و تنشها و آرزوهای کودک را که با زبان کودکانه اش قادر به انتقال آنها نیست واکاوی نماید و در نهایت به کودک کمک کند تا با خلق دنیایی مجازی و در قالب بازی هیجانات منفی و مثبت خود را از طریق تکرار و باز آزمایی تعدیل کند و به سمت تسکین ، آرامش و درمان خود پیش برود .
امروزه روانشناسان فراوانی از سبک بازی درمانی روان تحلیلگری و برون -فکنی برای درمان اضطراب ، افسردگی ، ترسها ، مشکلات عاطفی و هیجانی و حتی مشکلات رفتاری کودکان استفاده می کنند
ادامه مطلب ...
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
نقش بازی های عروسکی بر مهارت های ارتباطی کودکان اوتیسم
اوتیسم یک اختلال فراگیری رشد- تحولی است که دردوران رشد، خود را نشان می دهد. از ویژگیهای بارز آن فقدان ارتباط چشمی دو جانبه ، محدودیت لبخند اجتماعی ، علاقه و گرایش ناچیز به چهره انسان ها، محدودیت در درک دیدگاه دیگران ، ناکامی در به اشتراک گذاشتن لذت ، نقص در ارتباط کلامی ، نقص و محدودیت در بازی های ارتباطی و مشارکتی و...
رشد و تحول مهارت های بازی در کودک اوتیسم با نقایص و آسیب های بسیار همراه است که بدین منظور بازی کردن برای کودکان اوتیسم بسیار حائز اهمیت است و به این کودکان کمک می کند تا احساسات خود را تخلیه کنند و مهارت های اجتماعی را بیاموزند و تمرین کنند ، در نتیجه ما از طریق بازی می توانیم موجب تقویت فرایند سازگاری با اجتماع و جامعه در کودکان شویم.اگر چه در کودکان عادی فرآیند درک رشد مهارت های ارتباط غیر کلامی در خردسالی شکل می گیرد اما در کودکان اوتیسم رشد و شکل مهارت اجتماعی با محدودیت هایی همراه است که ما می توانیم با استفاده از بازی های متنوع از جمله بازی با عروسک های دستی نقش پر اهمیتی را در حیطه مهارت های اجتماعی و هیجانی کودک خود داشته باشیم.
کودکان اوتیسم در درک و تشخیص حالات چهره افراد دچار مشکل هستند که ما می توانیم از طریق بازی های عروسکی و استفاده از عروسک ها به کودکان کمک کنیم تا هیجانات و احساسات طبیعی را یاد بگیرند و همچنین از طریق عروسک های دستی که چهره انسانی یا غیر انسانی دارند نمایشی را اجرا کنیم و خود راوی داستان شویم تا به کودک در درک ارتباطات و هیجانات و احساسات انسان کمک کنیم.
درمانگر یا والد با به کارگیری عروسک می توانند در کودک انگیزه ایجاد کنند و او را فعال نمایند تا با او ارتباط برقرار کنند و رفتارهای کودک را هدایت نمایند.
ما باید بدانیم که بازی به عنوان سکوی صعود کودک اوتیسم است.
شهرناز نورمحمدی
روانشناس بالینی
دنیای عروسک ها
چندین سال است که، کارخانه بسیار معروف عروسک سازی در آمریکا هر 10 سال یکبار عروسکی زیبا با برندی خاص می سازد که گذشت عمر را نشان دهد...
هنوز بعد از گذشت چندین سال به عروسکم مینگرم که برای من یادآور خاطرههای شیرین و قدرتهای جادویی است. همیشه با او درددل می کردم...او همدم غم و شادی من بوداما آیا به راستی این فقط خاصیت عروسک من است یا همه عروسکها و آدمکها، قدرت جادویی دارند و میتوانند کودکی را به اوج خلاقیت، زبانآموزی، مهرورزی، مسئولیتپذیری و تخیلپردازی برسانند؟عروسکها و آدمکهایی که از کودکی به عنوان نوعی اسباببازی با کودکان همراه هند، از چنان خاصیتی برخوردار ند که آنها را از سایر اسباببازیها جدا میکند. این خاصیت به خاطر آن است که کودک میتواند با عروسکش حرف بزند و با او درد و دل کند. این صحبت کردن باعث افزایش گنجینه لغات و جملهبندی او شده و از طرفی موجب تخلیه روانی کودک میشود. کودک با این اسباببازی خاص، چنان پیوندی برقرار میکند که گاه او را فرزند خود میپندارد، همچون نوزادی از او مراقبت میکند، او را میخواباند، به او غذا میدهد و او را به گردش و تفریح میبرد. به این وسیله کودک، مسئولیتپذیر میشود و روابط اجتماعی را میآموزد.
ادامه مطلب...
مسیحا اسکندری
روانشناس