روش ABAچیست.؟
 
 اصول کلی شیوه ABA برای اوتیسم 
 
بعد از ارائه نتايج پروژه تحقيقاتي لوواس، مقالات بسياري در رد يا تأئيد نتايج آن و نيز بخصوص شيوه هاي اجرائي وی درآمريكا و ساير نقاط منتشر شد كه طي سال هاي بعد جمعأ منجر به برخي باز نگري ها ، بخصوص در بخش عملي شيوه فوق گردید. با توجه به اينكه چكيده اين نظرات در نامه لوواس( به تاريخ نوامبر 1993 ) و سخنراني دكتر مك اكين ( بهار 1998در كنفرانس انجمن اتيسم ايالت كانكتیكات در هاتفورد ) باز تاب يافته ، ذيلأ سعي مي شود جهت روشن شدن نظرگاه و مباني اصلي ABA ، همان مطالب به صورت خلاصه ارائه شود. 
 
لوواس در نامه خود مي نويسد كه ميان محققان علوم رفتاري توافقي هست كه درمان مناسب ( نه ايده آل ) بايد شامل عناصر ذيل باشد : 
دكتر جان مك اكين نيز با 20 سال تجربه مستمر در مورد اتيسم و همكاري نزديك با پروفسور لوواس در پروژه تحقيقاتي ايشان در دوره دانشجوئي، در مورد ABA نكات ذيل را بيان نموده است كه توسط خانم استيسي هالت گرن در شبكه كامپيوتري (سایتPDD ) عرضه شده است : 
آنچه كه دكتر لوواس براي تثبيت برنامه ABA انجام داد عمدتأ اخذ مباني پايه اي در دانش رفتار و تأكيد بر شدت عملي بود كه براي آموزش كودكان اتيستيك مورد نياز است . اگر تنها 30 دقيقه و دوبار در هفته گفتار درماني چيز خوبي است تصور كنيد كه با 30 ساعت در هفته مي توانيم چه كار بيشتري انجام دهيم . 
در رابطه با كودكان فوق يادگيري و آموزش هميشه توأم با درگيري بسيار است درذيل به برخي از اين موارد مشكل ساز اشاره مي شود و اين كهABA چگونه به صورت مشخص با آن ها برخورد مي كند . بايد به ياد داشت كه نكات ذيل عمدتأ توصيف مباني مي باشد و نه برنامه اجرائي . 
 
2
 
3. شدت آموزش : برنامه آموزشي اين كودكان نيازمند صرف ساعات بسياري است . حدود 40 ساعت در هفته . 10 ساعت در هفته ناكافي است همان طور كه 20 ساعت نيزناكافي است و بخش عمده 40 ساعت ، حداقل در طول 6 ماهه اول بايد شامل اصلاح و يادگيري گفتار و نقايص زبان گردد ، بعدها ، بخشي از اين مدت مي تواند به برنامه هاي جمعي با همسالان نيز اختصاص يابد .
 
محدود بودن انگیزه ها (low motivation)
 
محدود بودن تقويت كننده ها (limited reinforcement repertoire)
طبق اصول ABA ، تقويت كننده هاي اجتماعي ( نظير : آفرين ، خيلي خوب ، لبخند ) چه در جهت تأئيد وچه عكس آن معمولأ براي اين كودكان مؤثر نيستند . تمجيد و ستايش به خودي خود در اوائل كار كافي نيست ليكن بايد آن ها را با ساير پاداش ها يا تقويت كننده هاي محسوس ( نظير: مواد خوردني، اسباب بازي و غيره ... ) همراه نمود و عاقبت پاداش هاي محسوس را كم و سپس حذف نمود و به جاي آن لبخند و تمجيد را به نحو مؤثر و در جاي مناسب به كار برد .
 
محدود بودن دامنه توجه (short attention span)
ABA هر تكليف را به واحد هاي كوچكتر و ريزتر و قدم هاي قابل اندازه گيري تبديل مي كند ، زيرا دامنه توجه اين كودكان بسيار محدود است. سپس به مرور زمان و با افزايش توانائي تكاليف فوق در واحدهاي بزرگتر ارائه مي شوند .
 
 
آزرده شدن سريع (easily distracted) 
 
يادگيري كند (learn more slowly)
 
فهم انتزاعي (abstract concept)
درمانگر ABA از مثال هاي مجرد استفاده مي كندو با ساده ترين و كوتاه ترين جمله اي كه كودك آن را مي فهمد شروع مي كند و بعدأ با افزايش مهارت ها و يادگيري بيشتر مفاهيم، زبان پيچيده تري را به كار مي برد . قصد برنامه آن است كه كودك را به نقطه اي برساند تا قادر به فهم زبان روزمره و زبان طبيعي مردم شود .
 
ناچیز بودن يادگيري از طریق مشاهده (poor learning by observation)
اين كودكان براي انجام حركت مناسب و يا یادآوری آن چه قبلأ نديده اند مشكل دارند . بنابراين ضروري است تا به نحوي برنامه ريزي شده و تشريحي ، هر مهارت يا رفتار را بياموزند، ABA بر مهارت تقليد از ديگران تأكيد مي كند زيرا اگر آن ها قادر شوند تقليد كنند ، مي توانند مهارت هاي جديدي را بياموزند كه در غير آن صورت ممكن نيست .
 
ضعف درتفاوت گذاري بين محركها (Poor differentia between relevant and irrelevant stimuli)
 
تداخل خود تحريكي با يادگيري (self- stimuli interfere with learning)
 
ضعف در ياد گيري بین گروهي (difficulty learning in large groups)
 
ضعف در استفاده درست از زمان هاي استراحت 
خانواده بايد در طول استراحت ، بازي هاي مستقل مهارتي و ساير فعاليت هائي را كه كودك مي تواند مستقلأ انجام دهد تدارك نمايد تا او هر چه كمتر به دنياي منزوی خود باز گردد .
 
 
عدم انطباق بین توانائي هاي حسي- حركتي (sensory- motor impairments) 
عكس العمل هاي اين كودكان متعادل نيست و برخي مواقع كمتر و يا بيشتر از حدانتظار است فعاليت هاي ديداري( چشمي) در اكثر آن ها بهتر از شنيداري كار مي كند و بر اساس اصولABA ، كودكاني موفق ترخواهند بود كه بتوانند از روش شنيداري بيشتر استفاده نمايند. مربيان بايد سعي نمايند با ايجاد تعادل ميان اين دو استفاده از گيرنده هاي شنيداري را بسط دهند و نيز كودكاني را كه دوست ندارند لمس شوند ، به اين كار عادت دهند .
 
عناصر آموزش گسسته (components of discrete trials)
درABA ، هر مهارتي در يك واحد و حلقه گسسته که شامل سه جزء (و بعضا" چهار جزء) است آموزش داده مي شود . هر آموزه گسسته شامل : يك دستور (همراه راهنمائي اولیه یا انجام آن توسط مربی)– يك پاسخ با فرصت ارائه از طرف کودک و يك پیامد است. دستور در ساده ترين شكل با ساده ترين زبان و بسيار كوتاه داده مي شود و به تدريج و بر اساس توانائي كودك بسط مي يابد تا به زبان معمولي نزديك شود .